loading...

روزانه نویسی های من

بازدید : 587
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 23:38

سلام، امیدوارم حالتون خوب باشه :)

من امروز روز خیلی خوبی داشتم... خدا رو شکر. ایشالله همه تون روز خوبی داشته باشین.

امروز روز تعطیلم بود و تونستم خوووب بخوابم و این برام خیلی مهمه (!) همین نشونه یعنی امروز روز خوبی باید باشه

صبح پاشدم واسه خودم و خونواده یه صبحونه درست کردم مثال زدنی جاتون خالی. به یاد صبحونه‌هایی که توی بوفه دانشگاه میخوردیم و به خاطر کرونا به خاطره‌ها پیوستن.

یک ساعت پیاده روی کردم که چون باشگاه‌ها تعطیل شده و فعالیتم کمه این روزها باید تو روزهای تعطیلم حتما این کار رو بکنم. و برای اولین بار توی پیاده روی گوش دادن پادکست رو امتحان کردم. من همیشه وقتی تنهایی راه میرم هندزفری رو دارم و همیشه آهنگ گوش میدادم. امروز رنگی رنگی عزیزم یه پادکست معرفی کرده بود که برام جالب بود و رفتم برنامه castbox رو دانلود کردم و چندین تا پادکست خوب دانلود کردم و توی اون یکساعت گوش دادم. خیلی حس خوبی بود، انگار یکی همراهت هست و داره باها حرف میزنه. اون هم حرف‌های خوب... خیلی بهتر از آهنگ گوش دادن بود که تکراری میشه و اغلب از نبود یار گلایه میکنن

کلی چیز یاد گرفتم. میخوام خلاصه اش رو براتون بنویسم: یکی اش این که به صورت کلی (اون پادکست خاص راجع به موضوعی خاص بود البته ولی به نظر من میشه به همه چی تعمیمش داد) برای هر چیزی که براتون مهمه وقت بذارین! من خیلی‌ها رو دیدم که چیزی براشون مهمه (مثلا هدفی) و براش خیلی وقت نمیذارن و انتظار نتیجه دارن... این پادکست مطالب جالب دیگه‌‌‌ای هم داشت شاید روزی این جا هم نوشتم راجع بهش

چیز دیگه‌‌‌ای که یاد گرفتم این بود که روانشاسا معتقدند اولین رنج و زخمی‌که ما توی زندگی تجربه می‌کنیم جدایی از شکم مادرمون و از دست دادنحس امنیتی هست که توی رحم مادرمون تجربه کردیم. این درد این قدر سنگینه که نوزاد بعد از به دنیا اومدم به شدن گریه و فریاد میکنه... به نطرم تعبیر بسیاری جالبه از زندگیه

عصر هم با خانواده نشستیم و راجع به سفرهای سال‌های گذشته حرف زدیم و عکس‌هاشون رو دیدیم... حس خوبی بهمون داد به خصوص توی این روزها که ما سفر رو به خاطر کرونا برای خودمون ممنوع کردیم... شما چی؟ سفر میرین؟

یکی دیگه از چیزهایی که توی سبک زندگی ام تغییر کرده به خاطر کرونا کنار گذاشتن ورزشم هست... من هفته‌‌‌ای سه روز میرفتم ورزش و از دستش دادم... امروز داشتم فکر میکردم مقاومت کافیه و برم دنبال کلاس‌های آنلاین شما تجربه‌‌‌ای ازش دارین؟ چطورن؟ من خیلی قبول نداشتم... ولی فکر کنم امیدی به کلاس حضوری نیست و آنلاین بهتر باشه از این همه کلاس نرفتن...

یه چیز دیگه رو هم بنویسم و برم دیگه. من متاسفانه یه اخلاق بدی که دارم اینه که سریع عصبانی میشم و فکر میکنم این باعث شده زیاد وارد بحث بشم. امروز سه روز هست که سعی کردم سریع واکنش منفی نشون ندم و موفق بودم

* اگر دوست داشنین بگی تا اسم کانال‌هایی که امروز ازشون پادکست گوش دادم رو براتون بذارم.

* اگر برنامه‌ی خوبی برای شنیدن پادکست میشناسین یا پادکست خوبی برای گوش دادن، ممنون میشم بهم معرفی کنین.

امیدوارم روزهای خوبی برای هممون در پیش باشه :)

(کامنت‌های اخیری که گرفتم باعث حس خوبی در من شده، ممنونم ازتون که وقت میذارین. انگیزه ام توی نوشتن پست بیشتر شده)

مراقب خودتون باشین.

بیست‌وپنج یا بیست‌وچهار سال تخمی‌بودن.
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :